روز دلتنگی و ماتم ناتمام است نا تمام است
از سر دیوانه لبخند ناتوان است ناتوان است
کمکم کن تا توانم نظری بر خود ببارم
روی در های شکسته همره تو در گشایم
ای بهار ناشناسم تا توانی گل بکاری
تاکه از روی زمستان خجل از خود بر نیایی
سلام
یک چند روزی می شه شعر بالا رو سرودم اما اصلا حوصله ی اپ کردن نداشتم با خودم
گفتم بیام بنویسمش
انشا الله خوشتون اومده باشه
ببببببببببببببببببببببببببببای
سلام
خوفین؟
از جایی که من یادم رفته بود چند روز پیش تولد وبلاگم بوده تازه می
خواهم تولد بگیرم.
اما الان نه .کسایی که می خواهند کادو بدن به من بگن چیه من تهیه
می کنم می ذارم تو وبلاگم البته توی اپ بعدی.
شما فقط اسم کادو تونو بگین من به اسم شما تهیه می کنم و می
ذارم .
ابجی های خودم کیک با من شیرینی و شربتم با من دیگه کادو با شما
هرچی باشه خودم تهیه میکنم .
می خوام یه جشن عالی بگیم.
هرکی می خواهد اسم کادوشو بگه نظر بذاره تو نظرات بگه
منتظرم بای.

سلام
امروز برام یک ر وز خیلی خوبه البته بعد از واقعه ی دوروز پیش بذارید
براتون بگم من دیروز نه پریروز اومدم حلوا درست کنم البته می خواستم
به مامان کمک کنم یک چیزایی از حلوا درست کردن بلد بو دم اما فقط
یک چیزایی .وحالا دستور تهیه ی خودم.![]()
ابتدا یک مشت ارد می ریزیم به هم نزده روغن اضافه می کنیم.
یک پارچ اب شکر اضافه می کنیم وبعد یک استکان گلاب .خوب به هم
می زنیم وبعد فاتحه ی زعفران را می خوانیم یعنی یک قاشق غذا
خوری زعفران می ریزیم.
خواهش می کنم این جوری حلوا درست نکنین که ...............
در حال حاضر نه حال حلوا و نه حال اشپز خوب نیست.
الفرار.
از همون جا به بعد در س گرفتم که دیگه طرف گاز نرم که غذا درست کنم
البته فدای سرم
دفعه ی بعد حتما عکس حلوا ی بعدیمو می زا رم.
نه بابا شوخی کردم
البته مامانم خودش فهمید اما وقتی دید من صدام در نمی یاد دیگه اونم
هیچی نمی گفت البته من هر با ر از کنا رش رد می شدم لبخند می
دفعه ی بعد یا همین فردا چند تا عکس خوشگل می ذارم
باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
سلام
شهادت حضرت علی رو به همتو تسلیت میگم
امیدوارم توی این روزای با بر کت حسابی دعا کر داه باشید ارزو میکنم هرچه سریع تر
ارزو هاتو بر اورده بشه.
منم شب اول احیا رفتم مصلی البته با همسایمون شب دوم با مامانم رفتیم مسجد
پشن خونمون البته مسجد پشت خونمون از مصلی بهتر بود.
نگران نباشین همتونو حسا بی دعا کردم یک دریا ارزو داشتم معلوم نیس خدا منو کجا
جا بده با این همه ارزو .
این وبلاگی که میبینید مال خودمه درست اومدید اما با تغیرات فرا وون
به خبری که هم اکنون به دست من رسیده توجه کنید.
نام وبلاگ طاها عشق خواهر جون به نام شا هزاده ویستریا تمدید شد.
اگه براتون زحمتی نیست لطف کنید در این باره نظر بدید البته
اصلا زحمتی نیس رحمته خودم از تو چشاتون فهمیدم
دوستای گلم مارو هم توی این شبهای با برکت دعا کنید
قربون همتونbay
سلللللللللاااااااااااااامممممممممم
بذارین اول برم سراغ یکی از شعرام که هیچ وقت یادم نبود برا تون بنویسم 
قلب کوچک من مانند دریاست
مانند جنگل غرق در رویاست
مانند شبنم بر روی برگاست
مانند ماهی درون در یاست
مانند خانه برای ادمهاست
گرچه ادمها خوب و بد دارند اما در دل من جایگاه ان هاست
لطفا نظرتونو در بارش بگین 
راستی تا یادم نرفته بگم اگه موضوع قشنگی که بدرد شعر نویسی می خوره بگین
ظرف یک هفته براتون می نویسمو تو وبلاگم می ذارم شایدم زود تر
فقط لطفا موضوع جالبی باشه
سلام
خوبین کدومتون از نزدیک شدن مدارس خوشحاله من
که خوشحالم اما دلم برای
بخورو بخواب تنگ می شه
از طاها جون بگم این روزا خیلی شیطون شده که نگو
اینم عکس جدید طاها جون که چالوس رفته بودیم واسه امتحانات مامان
الهی قربون اون دستات بشم
این جا بازینو بود که رفته بودیم
خیلی قشنگ بود
مامان جون افرین مامانم معدل این ترمش ١٩ شده
دوستای گلم یک سایت بهتون معرفی میکنم خیلی جالبه
http://www.starfall.com/n/level-a/learn-to-read/load.htm?f
با مامانم رفته بودم بازار وسایل مدرسمو خریدم که بعدا
عکساشونو براتون می ذارم
سلام
هر کدوم از دوستامی نگو بی معرفتی چون زود
قضاوت کردی
دوست گلم زود قضاوت نکن گوش بده چی می گم
این روزا که نبودم دلایل زیادی داشتم
اول این که بنایی داشتیم دوم این که امتحانای مامان شروع شده بود رفتیم شهری که
مامانم ادامه تحصیل می داد
سوم این که از اون جا رفتیم کرج خونه ی فامیلمون از اون جاکه برگشتیم بنایی رو ادامه
دادیم
حالامن یک عذر خواهی به فاطمه گلی جون باید بکنم
می دونم تواین روزا بی معرفتی کردم
بببببببببخخخخشششیییدددد
طبق معمول باید برم دادارو نگه دارم
خدایا این دعا رو می کنم برای عاقبت بخیری داداشم
خدایا برادرمو به راه راست هدایت کن
هیچ وقت نگاه پر مهرتو ازش دریغ نکن
نظر زیاد برکت میاره بذارینا
بابابابابای بابابابای




